شهیدان راه فضیلت

شيخ عبدالحسين اميني معروف به علامه اميني صاحب اثر پر ارج الغدير در سال 1320 ه. ق در روستاي " سردها " از توابع شهرستان سراب اردبيل چشم به جهان گشود.
در آغاز كودكي در كنار پدر پرورش يافت و از نوجواني مقدمات علوم را در مدارس تبريز آموخت و در محضر عالماني چون سيد محمد مولانا، سيد مرتضي خسروشاهي و شيخ حسين، مشغول به فراگيري علوم اسلامي گرديد سپس راهي نجف شد و در آنجا نيز از محضر اساتيدي چون سيد محمد فيروز آبادي، سيد ابوتراب خوانساري و ديگران كسب علم نمود.
علامه اميني از مراجع بزرگي چون سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزا حسين نائيني، شيخ عبدالكريم حائري و شيخ محمد حسين كمپاني اجازه اجتهاد دريافت كرد.
وي در علوم اسلامي مانند تفسير، حديث، درايه و علم رجال استاد بود.
20 جلد كتاب، حاصل تلاش و پژوهش چهل ساله علامه است. كه در راس آنها كتاب الغدير قرار دارد و اشتهار وي نيز بيشتر به دليل همين كتاب است.

علامه اميني براي گرد آوري مطالب كتاب الغدير سفرهاي پژوهشي بسياري در اطراف و اكناف جهان اسلام نمود و براي تاليف اين اثر به دهها هزار جلد كتاب و رساله مراجعه و همه را مطالعه كرد.
علامه علاوه بر علومي كه ذكر آن رفت در علم فقه و تاريخ نيز سرآمد همه محققان زمان خويش بود و زماني كه نخستين اثر خود را تحت عنوان " شهيدان راه فضيلت" منتشر نمود، تحسين همه علما و مراجع را بر انگيخت. علامه در اين كتاب زندگينامه يكصد و سي آزاد مردي را كه از قرن چهارم هجري تا زمان تاليف كتاب در راه مقدس اسلام عزيز فدا شده اند و شربت شهادت نوشيده اند را به رشته تحرير درآورده است.
كه از جمله اين شهدا شهدايي هستند كه به دست بابي ها و بهائي ها به شهادت رسيده اند و ما نيز به تواتر، شرح حال اين بزرگواران را براي آشنايي هر چه بيشتر خوانندگان محترم با جنايات فرقه ضاله بهائيت قرار خواهيم داد.
لازم به ذكر است اصل اين كتاب به زبان عربي است كه جناب آقاي جلال الدين فارسي آن را به فارسي برگردانده و انتشارات روز در سالهاي گذشته آن را منتشر كرده است.
"آیت الله سید غلامرضا بیرجندی"
سيد غلامرضا بيرجندي خراساني از فقهاي عالي مقام و مشاهير شيعه است.
وي در " سيد داني " به دنيا آمد و در جواني در خراسان به تحصيل پرداخت و سپس به اصفهان رفته تحصيلاتش را به كمال رساند. آنگاه به محل تولدش برگشت و پس از مدتي به بيرجند رفت و با استقبال عمومي مردم روبرو گشت و به رهبري و تدريس و قضا و فتوي پرداخت و در آن دو منطقه مرجعيت يافت و به اقامه قوانين جزاي اسلام و تبليغ حقائق آن همت گماشت، تا آن كه " ميرزا علي محمد " پسر " محمدرضاي بزاز شيرازي " فتنه بابيگري را به راه انداخت و بعضي از ايادي او دامنه فتنه و گمراهگري را به آن سامان كشيدند.
در آن وقت امور ديني خلق به دست اين شخصيت عاليقدر و علامه سيد ابوطالب بيرجندي بود. هر دو شخصيت در برابر آن فتنه شوم و گمراهگري و بدعت انگيزي با تمام قوا ايستادگي نمودند و چندان كوشيدند تا مردم پي بردند كه آن تباهگر ادعاي باطلي دارد و كافر كيشي بيش نيست و امير علم خان والي آن منطقه به دستور ايشان چند بابي گمراه را كشت. در همان اوقات اين شخصيت از بيرجند به قريه " رهنچ" كه چند فرسخي بيش با آن شهر فاصله ندارد سفر كرد. در آنجا يكي از بابيان در شيري كه ايشان مي خواست بخورد، زهر ريخت تا بر اثر آن مسموم شده شهيد گشت، در اوائل سال 1270 ه.ق جنازه اش را به بيرجند برده به خاك سپردند.
به اراده الهي بر مزارش كرامات درخشان ظهور كرد.
اینجانب سید کاظم موسوی با عنایت خداوند تبارک و تعالی قصد دارم در این وبلاگ مستنداتی از تاریخ معاصر ایران عزیزمان را به سمع و نظر شما کاربران گرامی برسانم. لذا از همه شما ایرانیان غیرتمند و وطن دوست تقاضا دارم در این راستا با من همیاری کرده و نظرات ، انتقادات و پیشنهادات سازنده اتان را به این وبلاگ یا ایمیل نویسنده ارسال فرمائید. بسیار متشکرم.